رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

در آستانه 41 ماهگی

سلامممممممممممم عشق مامان   رادوین  من شازده کوچولو زندگی من  داره وارد سه سال  و 5 ماهگی میشه    عاشق اواز خوندن هست   صبح زود ساعت 7  از خواب ناز که بیدار میشی  و بابا احسان رو راهی میکنی و  بعد از اون شروع میکنی بلند بلند برای مامانش  نومینااااااااااااااااا  اواز خوندن  وقتی صدای قشنگت تو خونه  میپیچه   کلی لذت میبرم  چچچچش چچچچچچچش  دو ابلو      دماغ و دهن یه گلدوو          چووووووب چوووووووب یه گلدن  اینم  یه گلدی تن         دست دست  دوتا دست    ...
5 آبان 1394

40 ماهگی فرشته مهربونم

وقتی حس میکنم  جایی در این دنیای خاکی  تو نفس میکشی و من از همان نفسهایت نفس میکشم   اروم میشم   تو باش هوایت !بویت ! برای زنده ماندنم کافیست          عشق مامان   این روزها     حسابی مثل قبل شیرین زبونیش ادامه داره . سوالاتش تمومی نداره  هر روز بالای 30 بار از ما سوال میپرسه ؟   خونمون چه رنگی هست ؟  چرا یخ  سرد هست ؟ بعد بهش توضیح دادیم  وقتی  اب یخ بزنه   سرد میشه  و دستمون سرد میشه  .بعد دوباره رادوین میپرسه چرا دستمون سر میشه ؟ و  چرا  ما باید بخوابیم ؟ چر...
12 مهر 1394

شروع پاییزی دیگر

سفید شدن برگ درختان چه پیامی دارد جز عشق پاییز دیگری در راه هست پاییزی نو .با همه دلگیری که پاییز داره من دوستش دارم . تابستان هم با همه قشنگیش  تموم شد و وارد فصل جدید  شدیم .  خداروشکر تابستون خوبی  رو پشت سر گذاشتیم .  امسال بخاطر کلاس های خودم و احسان نشد خیلی بتونیم سفر بریم          اینجا الموت نرسیده به رجایی دشت هست و ما هر سال سالگرد  درخواست بابایی برای ازدواج  رو میریم اینجا و عکس میگیریم   اخه بابایی  درخواست ازدواجش رو دوست داشت یه جای خاص و تک درخت باشه و و یادم 5سال پیش  ظهر روز جمعه  وقتی این  تک ...
28 شهريور 1394

در آستانه 39 ماهگی

خوشحالم که اینجا هست تا من بعضی چیزها رو یادم نره، هر چند اینجا فقط قسمت کوچیکی از خاطراتِ رادوین  ثبت می شه اما من به همینم راضیم ، ضمن اینکه تو این مدت دوستانی پیدا کردیم بهتر از آب روان... که همشون رو دوست می داریم و به دوستی با هاشون می بالیم.     قصه , یکی از راه های آموزش نکات و تجربیات خوب زندگی است و هر مادری برای فرزندش قصه های زیادی تعریف می کند که معمولا هر کدام یک نکته مثبت دارند و تفاوت شان در سطح اهمیت و ارزش نکاتی ست که در آن قصه گنجانده می شوند.جالب اینجاست که با اینکه ظاهرا قصه تکراری و به نوعی نصیحت غیر مستقیم است رادوینم علاقه بسیاری به آن دارد و خوب در ذهنش می ماند آ...
7 شهريور 1394

تلخ و شیرین زندگی من

من یه مامان پسر  سه ساله و دوماه و دوازده روزه هستم این مدت صورتم رنگ دیگه ایی به خودش گرفته . این روزهای قلب جور دیگه ایی میتپه . پسرم  اغوشم برات همیشه بازه   این چند روز حال خاصی داشتم ! کلا من همیشه حالم خاصه   ولی این دفعه خیلی دلم گرفته هست از همه چیز . از همه کس    دارم از خونه ایی براتون پست میزارم که توش جز  خنده پسرم و دویدن شازده کوچولو  شیرین زبونی های پنبه نرم و نازک  من چیزی نیست .  عطر تنش کل خونه رو گرفته .  خدایا  شکرت  .  وقتی با پسرک 99 سانتی متری تو خیابون راه میرم  احساس  غرور بهم دست میده . احساس میکنم که تکیه گاهمه . ...
21 مرداد 1394

38 ماهگی

دلم خوش است  / دلم خوش است که  پدرت هست و از سر و کول هم بالا میرید  وقتی گوشه ایی مینشینم و صدای قهقه هایت رو میشنوم   دنیا برام قشنگتر میشه وقتی توپی از زیر پات رد میشه و صدای قهقه  ات بلند میشه رنگ و  رخ ام عوض میشه .  گاهی اوقات که سرم شلوغه . کمی بی خوابی دارم و پدر و پسر از سر کول هم بالا میرن و بازی میکنن مجبور میشم تذکرات  لازم رو بدم که کمی ارومتر ولی ته دلم  وقتی نگاهشون میکنم سیر نمیشم . 38 ماهه که مادر هستم همین برام دنیایی ارزش داره . 38 ماهه که متفاوت تر از قبل دارم زندگی میکنم .  دلم برای ولین گریه اش تنگ شده . گریه ایی شیرین  مدتی هست که پسرمون یه دوست دختر خ...
11 مرداد 1394

عکس

          سالگرد ازدواجمون  تصمیم گرفتیم که شام بریم شاندیز جاتون خالی خیلی شب خوبی بود .  قرار بود که رادوین رو بزاریم خونه  پیش فاطی ولی من ترجیح دادم که با ما بیاد و سه نفری در کنار هم جشن بگیریم .ولی از وقتی که رسیدیم رستوران  رادوین  شیطونیش گل کرده بود  2 بار تو مسیر دستشویی برای جیش کردنش بودیم  یک بار هم برای دستشویی شماره 2   کل زمان اونجا موندنمون صرف این موارد شد   ولی شب خوبی بود بهمون خوش گذشت . ...
7 مرداد 1394

4و مین سالگرد ازدواجمون

عشقی که با وجود چشمها ی مهربونش به قلبم  ارامش  هدیه میده .با وجود قشنگش تمام وجودم شد لذت زندگی .لذت زندگی رو تو این 4 سال کنارت حس کردم . وقتی که احساس کردم بینمون یه فرشته کوچولو هست این عشقمون رنگ و بوی خوشی دیگری گرفت  همسر روزهای زیبای اینده زندگیم   و بهترین بابای دنیا من و رادوین به خاطر لحظات شادی که به زندگیمون دادی ازت تشکر میکنیم  همنفسم 4 سال تمام درکنارت نفس کشیدم و خندیدم . ازت ممنونم  به زودی عکسهای   جدید براتون میزارم    ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻭﺍﺩﺍﺷﺘﯽ ... ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﯼ ... ﺑﺮﺍﯼ  ﻫ...
6 مرداد 1394

عکس

 روزهای ساده و خوش و لی پر هیاهو رو دارم طی میکنم روزهای گرم و تابستونی ولی  دلچسب در کنار همسر و یه دونه پسر دردونه  با وجود دغدغه های فکری دلم به همسر و رادوینم گرمه  احساس خوبی دارم  پدر و پسر در  حال بازی و قصه گویی برای هم هستن   هیچ وقت  فکر نمیکردم که تو زندگی بتونم به حد این عشق برسم که  بند بند وجودم برای همسر و پسرم بتپه  عاشقتم عزیزم . گاهی اوقات اینقدر  جوابهای  صریح میده که شک میکنم  دردونه من 3 ساله هست   مزه ها رو خوب  میتونه تفکیک کنه و تشخیص بده . اگر تو غذایی لیمو ترش کمی ریخته بشه  سریع میگه نومیناااااااا...
3 مرداد 1394